و اما خداحافظی ...

          

 

یک سال گذشت ...

 

درست سال پیش همین موقع بود که با یه دنیا عشق و علاقه اومدم و مزاحم خونه دلای نازنینتون شدم و تنها هدفم از این اومدن چیزی نبود جز یک بغل حرفای قشنگ و دوست‌داشتنی که نثار قلبای مهربونتون کردم. امیدوارم که تو این یک سال گذشته تونسته باشم با این سخنان برگزیده از عالمان و دانشمندان بزرگ دنیا، قدم در کوره راهی از اندیشه‌های این بزرگان گذاشته و وجود تشنه شما را از عشق و مهر و محبت سیراب کنم.

 

در این مدت کوتاهی که با شما بودم، یافتن و انتخاب سخنانی که در وبلاگ منعکس کردم کار چندان دشواری نبود، چون همگی به خاطر شما عزیزان بود و برخاسته از اعماق وجودم بود که به من قدرت و انرژی خاصی می‌بخشید که این انرژی همچنان تا به امروز ادامه داشت. من شخصا وظیفه حیاتی خودم می‌دونستم که به خاطر وجود پاره‌ای از معضلات و انحرافات فکری که امروزه بیشتر در جامعه ما ایرانیان نمود پیدا کرده، دست به این ابتکار نه‌چندان بزرگ که حاصل اونرو در این وبلاگ حقیر شاهد بودید بزنم. امید آن است که با این ابتکار و شیوه خداپسندانه تونسته باشم قدمی ولو کوچک در راه اعتلای فکری و اخلاقی مردم و علی‌الخصوص جوونهای خوب و عزیز جامعه‌ام بردارم.

                                    

 

به قول یکی از دوستامون بالاخره هر اومدنی، رفتنی داره. خلاصه هر بدی از ما دیدید حلالمون کنید و اگر هم خوبی دیدید به حساب خوبیهای خودتون بزارید که تو این مدت کوتاه اما پربار و پر‌ثمر همراهم بودید و با نظرات ارزشمندتون دست یاری و ایثار به سویم دراز کردید.

 

به قول شاعر که میگه:

اگر بار گران بودیم، رفتیم

اگر نامهربان بودیم رفتیم ...

 

همتونرو به خداوند بزرگ و منان می‌سپارم و از همین‌جا از همتون به خاطر همه لطف و محبتهای بی‌شاعبتون بینهایت تشکر و قدردانی می‌کنم.

 

یا علی